رضا مختاري / محسن صادقي
مقدمه 34
رؤيت هلال ( فارسي )
وبايست دانست كه هر چند شبهاى قدر به حسب آفاق مختلفه از جهت زماني بودن متعدّد ومختلف باشند ليكن از حيث اتّصال وارتباط همه آنها به شب قدر دهري متّحد هستند ؛ زيرا كه همه ، سايهها وپرتو حقيقت دهري شب قدر مىباشند نظير آنكه هرگاه مخروطى از نور فرض كنيم كه نقطهء رأس آن به سمت بالا وقاعدهء آن به سمت پائين قرار گيرد وخطوط شعاعيه از نقطهء رأس مخروط به طرف پائين آمده رسم قاعده مخروط نمايد ، در اين صورت گوييم خطوط شعاعيه هر چند متعدّد ودر جهات مختلف قرار دارند ولى از نظر اتّصال همه آنها به نقطه رأس مخروط يكى ودر يك سمت مىباشند وقاعده مخروط هر چند امتداد ووسعت هندسي دارد ليكن از حيث ارتباط به رأس مخروط بسيط مىباشد . خلاصه سخن آنكه وحدت وبساطت حقائق از احكام موجوديت در عالم ما فوق الطبيعة است وكثرت وتجزيه وتعدّد آنها از احكام وعوارض موجوديت وهستى در عالم طبيعت ومادة است ودر اين مطلب تأمّل نيك وعميق لازم است تا به حقيقت آن برسند . تلويح الهامى : بر محقق خبير وعارف بصير پوشيده نيست كه ممكن است حديثي كه در باب شب قدر متعرّض نزول ملائكة به زمين وعنايت مخصوص ايشان به مؤمنين - مطابق مضمون آيهء مباركه در سورهء قدر - است أشارت به اين معنى بود يعنى شب قدر دهري كه بيان شد وروحي است مجرد وملكي است مقرّب ، به توجه آن به شب قدر زماني رسم شب قدر زماني مىشود واحكام خاصه ليلة القدر بر آن مترتّب مىشود وهرگاه روح دهر در جسد زمان نبود وشب زماني ليلة القدر متقوّم به دهري نمىگرديد مانند ساير شبهاى سال مىبود . فافهم واغتنم . والحمد للّه سبحانه على فضله وإلهامه . لمحرّره أبي الحسن الحسيني القزويني .